خرید بک لینک

الان باید خودمو بپذیرم.خودم.من کی ام؟

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1402 ساعت: 17:32

لاسات با یه دختر دیگه رو دیدم وسط گپ.هر چند تو پی اماتو پاک کرده بودی.ولی بود. چسبیده ب ریپلایای دختره.فهمیدم ک هر چی سگ محل ترت کنن،بیشتر جذب میشی... طرحواره ها خیلی باحالن نه؟جالبه. ب هر حال،همشو نمیزارم پای طرحواره هات،همچین کاری نمیکنم.و تنها کلمه ای ک دیروز هی با خودم تکرار میکردم میدونی چی بود؟«آشغال»الان عصبانی نیستم.ولی برات متاسف شدم.ارزش اون همه گریه رو نداشتی :) .ارزش اون همه احساس!اون حجم از علاقه.حروم شد واقعا.تو همونی هستی ک برا من نوت نوشته بود برا تحویل سال؟......میفهمیم ک ب این چیزا نیس،ب حرف و نوت و نوشته نیست...

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1402 ساعت: 17:32

شبا یجور دیگس.با تموم تلاشی ک از وقتی چشامو وا میکنم میکنم،شب ک میشه همه چی خراب میشه.خراب.مغزم مث دیگ آشی میشه ک یکی توش داره با ملاقه همش میزنه.من چ کردم با خودم؟... ادمایی ک اومدن زندگیم چ کردن با من؟...

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1402 ساعت: 17:32

محمد

اشنای غریبه.غریبه اشنا.

تموم شد همه چی.هست ولی نیست.چون من خواستم نباشه.چون نبودنش بهتر از بودن ماهی یبارشه.هست واقعا؟اره.ارزش خودمو میبرم زیر سوال اینجوری.دم دستی ب نظر میام.واقعا چیکار داشتم میکردم من؟... قلبت نابود شد ولی ب خودت اومدی.خوبه ک ب خودت اومدی... خودتو دریاب.خودمونو دریاب...

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: شنبه 8 مهر 1402 ساعت: 17:16

کینگ اومد ک برا من،برا ما،یه داستان شبیه رمانا بسازه.مثلا!پسر پولدار خوش قیافه ی خوشتیپ . اومد ک رنگ بده ب زندگیم.ظرف تموم شد ولی ... نمیشد البته،نمیشد... فاصله داشتیم از هم.بقیه ب پارتنر پولدارشون میچسبن،من یکاری میکنم جدا شیم چون حس میکنم در اینده داستان میشه

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: شنبه 8 مهر 1402 ساعت: 17:16

خب میرسیم ب ماجرای امیر،قطعا کسی ک این وبو میخونه قراره منو قضاوت کنه ولی مهم نیس

برچسب: نویسنده: میلاد رضاپور تاريخ: شنبه 8 مهر 1402 ساعت: 17:16

صفحه بندی